من ، روسپی باکره ای ، رها شده در بیابان
به دنبال خویش
چرخان و چرخان
می جویم او را
می بویم او را
با بال های بسته
من ، آن درخت خندان
همچو یک چوپان
باز می گریزم در باد
و در ابر ها
می شویم خویش را
و کودکانه می خوانم
بابا نان داد
آب داد
جان داد
بابا
بابا
کجایی؟
دوستداشتن:
نخستین کسی باشید که این را دوست دارد.
~ توسط Big H در نوامبر 2, 2009.
نوشته شده در Uncategorized
آقا بازگشت غرور آفرینت رو تبریک میگم
)
اما با این بیت؟! من ، روسپی باکره ای ، رها شده در بیابان؟؟
نوکر آقا امین گل
پست بعدی جبران می کنم
اسمش تولدی دوباره هست
منتظریما!
بترکی امین
)))))
یادم رفت چی می خواستم نظر بدم
حسین رو در حالت روسپی ای باکره و رها شده در بیابان تصور کردم