سیاه ، سفید
در این روزگاران حتی رنگ ها نیز رنگ باخته اند
همه چیز یکسان
سیاه یا سفید
و من در جسم یک کلاغ بر بلندای آسمان در پروازم تا شاید بال هایم بسوزند
در سقوطی زیبا و دلربا بر دیواری راه روم
تا بدان سوی درون
…
سنگی بیافتاد و من بهوش آمدم
سنگ در دست
چشم بسته
و اینک من آگاهم و بیدار
همچو پدرانم و برادرانم
